عبد المحمد آيتى

184

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

بلاد شرقى گردد . در آنزمان خزانه خالى بود چه در آنسال در مدت هشت ماه جلوس سه پادشاه اتفاق افتاد و دو نوبت در چهار سوى مملكت لشكركشى بزرگ شد . ناچار بر بيشتر ممالك بخصوص فارس خطاب تقدمه و نمارى رفت و چارپايان را از ده ، دو گرفتند بدين سبب كار رعايا سخت مختل شده بود . نوروز در تبريز بطريق سلف از ملوك آنسامان چند تومان زر گرفت و بسرعت عازم خراسان شد . لشكر اوجاى تا مازندران آمده قتل و غارت فراوان كرده اكثر چارپايان را برده بودند . چون آوازهء رسيدن نوروز شنيدند رو بگريز نهادند . نوروز در حدود هرات به دشمن رسيد و با آنكه هنوز سپاهيان اطراف به او ملحق نشده بودند شكستى سخت بر آنان وارد كرد و تا آنسوى جيحون به تعقيبشان پرداخت . چون عرصهء خراسان از دشمن پاك گردانيد صاحب معظم نظام الدين يحيى را به نيابت [ 327 ] منصوب كرد و بر سر مكتوبات « اثبت فى ديوان الوزارة » رقم زد . پس لشكرى را آنجا بداشت و خود به حضرت غازان شتافت . چون باز آمد غازان بر جاهش بيفزود و به حكومت او فرمانها نوشت و به اطراف فرستاد . نوروز به هر ملكى نايبى مستقل نصب فرمود . صاحب‌ديوان ، صدر الدين را معزول كرد . زيرا در آشوب بايدو خان چون غازان هنوز بر تخت ننشسته بود مكتوبات به نام خود جهت مصالح مملكت و اجازهء پرداخت مواجب سپاه به هر طرف فرستاده بود . جمال الدين دستجردانى را منصب وزارت و نيابت در ديوان حضرت داد و امور ديوانى و مخارج سپاه را به برادر خود حاجى بيك واگذار كرد و امضاء براتها را به برادر ديگرش ناصر الدين ساتلمش تفويض فرمود . ايلخانى حكومت روم به طغاجار نوئين داد و او را بدون سپاه بدانجا فرستاد و چون به فتنه‌گرى او آگاه بود كسى را از پى او فرستاد تا بقتلش آورد . مقهور شدن بعضى اعادى دولت قاهره ثبتها الله تعالى چون كار خراسان در غياب نوروز بيك سامانى نمىگرفت ، خود با لشكرى گران عازم آنجا شد . شاهزاده طايجو و سوكاى و برلا و چند تن ديگر از اميران نيز نامزد شدند كه همراه او باشند . اينان با هم قرار نهادند كه غازان خان و نوروز را از ميان بردارند بدين نحو كه شاهزاده سوكاى و برلا در خراسان ، نوروز را بكشند و يسنتمور پسر قنغراتاى و ارسلان كوون با لشكرى كه تحت فرمان ايشان است در اردو شورش كنند و تمام مساجد بلاد اسلام را معابد كفر سازند .